ميرزا محمد حيدر دوغلات
562
تاريخ رشيدى ( فارسي )
بر معده و شكم خان [ رسيده ] همان مرض عود نمود . چنان شدتى نمود كه قبل از اين نكرده بود . همان لحظه براى عمّم به كاشغر كس رفت و آنچه مناسب وقت بود اطباء اوردوى عالى كردند علاجى موافق افتاد و آن مرض معالج شد . فى الجمله افاقتى به حاصل آمده بود كه عمّم آمد اما اين مرتبه خان از اين مرض بغايت متوهم شد . عمّم و رشيد سلطان را طلب داشتند و فرمودند كه من از اين مرض متوهم شدم . قبل از اين احيانا پيدا مىشد . چند سال بود كه هر ساله عارض مىشود اما امسال خود دو مرتبه عود كرد هر بار از ديگر به صعوبتتر . اكنون مىخواهم كه در ميان رشيد سلطان و شما كه مراد از آن عمّم بود ، معاهده باشد . ميرزا حيدر را به تجديد احتياج نيست زيرا كه در مغولستان خود در ميان شدهام و هر دو را با هم دوست كرده و اين بار نيز در آقسو با هم آنچنان كه خاطرهاى ايشان قرار يافته ، عهد ( 267 ر ) كردهاند و يكى از لطايف طبع خان و تقرير شافى و كافى اوست كه اين « 1 » معنى به عبارت تركى ادا فرمود كه با رشيد سلطان و عمّم گفت كه ميرزا اگر مرا واقعه سبحانى روى نمايد شما رشيد را به جاى من بينيد « 2 » و رشيد تو نيز « 3 » ميرزا را مثل من بين ، و لطافت و معانى كثيره اين عبارت قليل را به تأمل توان يافت و در شرح اين عبارت سخنان گفته ؛ خان ، رشيد سلطان را با عمّم معاهده فرمود كه كردند . « 4 » شرح تمامى آن سخنان تطويل دارد و ذكر آن مطول ، موجب ملالت . خان زمستان را در يانگى حصار قيشلاق كردند و بنده به ياركند رفت . اما چون از آقسو آمدم ، خان در ربقه ارادت حضرت مخدومى نورا درآمده بود و خان را مشغول يافتم . « 5 » شرح ارادت خان به حضرت ارشاد مآبى ، نتيجة الاقطابى ، شهاب الملة و الدين ، محمود ، المشتهر « 6 » ب « خواجه خاوند محمود » - مدّ اللّه ظلال ارشاده على رئوس المخلصين - « 7 » بعد از واقعه خواجه محمد يوسف ، بنده على الاستمرار خان را ترغيب قبول طريقه
--> ( 1 ) . نگ : - يكى از لطايف . . . اين . ( 2 ) . نب : بيند . ( 3 ) . نب : + به . ( 4 ) . نگ : - و لطافت و . . . كردند . ( 5 ) . نگ : + فصل هشتاد و دوم . ( 6 ) . نگ : - حضرت ارشاد . . . المشتهربه . ( 7 ) . نگ : - مدّ . . . المخلصين .